تمام من که تویی امتداد خواهد یافت

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «173 150» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : 1503. و 173.

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دسترسی پیدا کنید

1503.

دستانش را باز کرد و مرا به آغوشی گرمدعوت کرد،هیچ چیز و هیچ کس نمی توانست مرا وادار کند به نپذیرفتن!با کمالِ میل دعوتش را پذیرفتم و در وجودش جای گرفتم..در هم نفوذ کردیم و چیزی را به جزخوشبختی احساس نمی...

ادامه مطلب

173.

شوق پرکشیدن است در سرم قبول کندل شکسته ام اگر نمی پرم قبول کن این که دورِ دور باشم از تو و نبینمتجا نمی شود به حجم باورم، قبول کن گاه، پر زدن در آسمان شعرهات رااز من، از منی که یک کبوترم قبول کن در اتاق رازهای تو سرک نمی کشمبیش از آن چه خواستی نمی پرم، قبول کن قدر یک نفس که خلوتت به هم نمی خوردگاه نامه می برم می آورم، قبول کن گفته ای که عشق ما جداست، شعرمان جدابی تو من نه عاشقم، نه شاعرم، قبول کن آب...وقتی آب اینقَدَر گذشته از سرممن نمی توانم از تو بگذرم قبول کن مهدی فرجی پ ن: بی وفا اولسا نیگاری بیر کسین بیچاره دیر.. پ ن۱: بر من و بر ناله هايم ، هيچکس گوشي ند...

ادامه مطلب