تمام من که تویی امتداد خواهد یافت

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «183 6 lbs to kg» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : 1664. و 1619. و 1561. و 1406. و 1165. و 1266. و 1268. و 961. و 607. و 651. و 684. و 183.

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دسترسی پیدا کنید

1664.

قلبم را در مجرای کهنه ای پنهان می کنمدر اتاقی که دریچه ایش نیستاز مهتابیبه کوچه تاریک خم می شومو به جای همه نومیدان می گریم..احمد شاملوپ.ن۱: چه بی اثر میخندم.. چه بی ثمر می گریم!!http://s7.picofile.com/file/8380557234/Mehdi_Soltani_Dar_In_Donya_128_.mp3.html...

ادامه مطلب

1619.

و ناگهان چنان دلت میگیردکه دستت را روی پیشانی میگذاریو های هایدر غم ِنگاهِ بهت زده ی غریب ترین مردم دنیا گریه میکنیو خدا خودش شاهد استکه چگونه آسمان برای شکست پرنده ای در پرواز می گریدکه چگونه سکوتی پ...

ادامه مطلب

1561.

تو نیستیو هنوز مورچه هاشیار گندم را دوست دارندو چراغ هواپیمادر شب دیده می شودعزیزمهیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرداز ریل خارج نمی شود..غلامرضابروسان پ.ن: این شعرها دیگر کفاف دلم را نمیدهد.. من بعد از این به جای شعر، فقط گریه میکنم!!پ.ن۱: یک روز در آغوش دریا غرق خواهم شد.....

ادامه مطلب

1406.

شاید تو فراموش کرده باشیاما من بخوبی یه یاد دارمکه در تباه ترین دوره و نسل تاریخ بشردر زمانه ای که هیچکس عشق را نمیفهمدمن مدتها دوست داشتنت را زندگی کردم.. پ.ن: خودش که نمیدانست.. من تمام عیبهایش را م...

ادامه مطلب

1165.

اولروی چشم هایت خاک می ریزمبعد روی دست هایتبعد نگاهت را و نوازش هایت را فراموش می کنم وسیاه می پوشم وچند هفته به ابروهایم دست نمی زنم وباور می کنم مرده ای.گوش کن!از سینه ام صدای تشییع جنازه می آید،که ...

ادامه مطلب

1266.

دوستی هایتان را به عشق نرسانید!!! دوست که بمانید لااقل کنارِ خود داریدَش.. قدِ یک تبریک تولد.. قدِ یک گپ و چای عصرانه.. قدِ یک شب بخیرگفتن و عزیزم شنیدن از زبانش.. اگر قصد ماندنتان نیست عشق را در یکد...

ادامه مطلب

1268.

شده از نم نم باران دلت خیس شوی؟؟ دائماً مشق تو آن مرد نیامد باشد؟؟ تو ندیدی که چه سخت است ببینی عشقت پیش چشمان تو با او که نباید، باشد چه کنم با دل دیوانه که با این همه باز سعی دارد که به این عشق مقید...

ادامه مطلب

961.

گاهی خدا آنقدر دلش به حالباورهای ساده مامیسوزدكه زمين ميزند ما را با همان باورهاو بعد كنارمان می ايستددستش را دراز ميكندو ما را از دوباره شروع ميكندبا يک زخمكه يادمان باشدگاهی سادگیدرماندگی می آورد.. .... پ. ن: https://yekupload.ir/d23f/Ali_Zand_Vakili_-_Fasle_Zard_(128).mp3 ...

ادامه مطلب

607.

دستت شبیه قبل پناهم نمی دهد در سرزمین قلب تو راهم نمی دهد چشمی که با اشاره سکوت مرا شکست پاسخ دگر به حرف نگاهم نمی دهد این اشک ها ، ستاره ی شب های غربتم نوری به آسمان سیاهم نمی دهد احساس عشق ، همسفر نیمه راه من جانی به لحظه های تباهم نمی دهد یا عشق یا وصال ...چه سخت است زندگی وقتی که هر دو را به تو ...

ادامه مطلب

651.

گاهی که خسته می شوم از تمامی روزهایی که انگار؛ تمام تلاششان تنها برای به شب رسیدن است کافیست خیالت را بردارم؛ تا با هم کمی قدم بزنیم کافیست بدانم جایی؛ تو کنار دلواپسی هایم لبخند میزنی کافیست بدانم؛ هستی...! عادل دانتیسم پ.ن: بی عشق زیستن را جز نیستی چه نام است/ یعنی اگر نباشی، کار دلم تمام است.. ...

ادامه مطلب

684.

چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم؟!لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلمکاش میشد که شما نیز خبردار شویدلحظه ای از من و از درد کهنسال دلماز سرم آب گذشته ست ،مهم نیست اگرغم دنیای شما نیز شود مال دلمعاشق نان و زمین نیستم ،این را حتمابنویسید به دفترچه ی اعمال دلمآه! یک عالمه حرف است که باید بزنمولی انگار زبانم ش...

ادامه مطلب

183.

«تنهایی» تلفنی ست که زنگ می زند مُدام صدای غریبه ای ست که سراغِ دیگری را می گیرد از من.. جمعه ی سوت وکوری ست که آسمانِ ابری اش ذرّه ای آفتاب ندارد! حرف های بی ربطی ست که سر می بَرَد حوصله ام را... «تنهایی» زل زدن از پشتِ شیشه ای ست که به شب می رسد.. فکرکردن به خیابانی ست که آدم هایش قدم زدن را دوست می دارند آدم هایی که به خانه می روند و روی تخت می خوابند و چشم های شان را می بندند امّا خواب نمی بینند.. آدم هایی که گرمای اتاق را تاب نمی آورند و نیمه شب از خانه بیرون می زنند! «تنهایی» دل سپردن به کسی ست که دوستت نمی دارد! کسی...

ادامه مطلب