دستانش را باز کرد و مرا به آغوشی گرم
دعوت کرد،
هیچ چیز و هیچ کس نمی توانست مرا وادار کند به نپذیرفتن!
با کمالِ میل دعوتش را پذیرفتم و
در وجودش جای گرفتم..
در هم نفوذ کردیم و چیزی را به جز
خوشبختی احساس نمی کردم،
بوسه های پیاپی اش مرا به وجد می آورد
و هیچ دلیلی برای غمگین بودن نبود
همه چیز باب میلم بود و هیچ چیز
نمیتوانست ما مجاب به جدایی کند!!
تا اینکه، از خواب پریدم...!!
زینب حاجی ابراهیمی
پ.ن: و عشق یکطرفه/شاید تلخ ترین/ پُردردترین/ خواستنی ترین/ومقدس ترین/ داشته ی یک زن باشد/ که میخواهد به اجبار نگهش دارد..
پ.ن۱: آهنگهای از خواب برگشتم به تنهایی از والایار و گلدون از اقای چاووشی شنیدنیست..
تمام من که تویی امتداد خواهد یافت...ما را در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126