1942.
خسته ام و چه بسیار خسته ام. ذهنم و تنم، تمام خسته است. کاهش زمان را انگار می بینم و لمس می کنم، یعنى کوتاه و کوتاه تر شدن عمر. . لحظات خاص و کمیابی هستند که انسان در آن ها کاهش و فرسایش خود، ریزش خود...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «194 20» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : 1942. و 2000. و 2034. و 1520. و 1120. و 194. با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دسترسی پیدا کنیدخسته ام و چه بسیار خسته ام. ذهنم و تنم، تمام خسته است. کاهش زمان را انگار می بینم و لمس می کنم، یعنى کوتاه و کوتاه تر شدن عمر. . لحظات خاص و کمیابی هستند که انسان در آن ها کاهش و فرسایش خود، ریزش خود...
ادامه مطلبرفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ما بود دل آرام جهان شددر اول آسایش مان سقف فرو ریختهنگام ثمر دادن مان بود خزان شدزخمی به گل کهنه ما کاشت خداونداینجا که رسیدیم همان زخم دهان شدآنگاه همان زخم همان...
ادامه مطلبباید برایت بنویسم..زیستنِ طولانی در تاریکیشهامتِ دیدنِ رنگ را در جانت کم و کمتر میکند..عادت کردن به آزردگی - که شکلِ اعلای افسردگی ستروحت را بی واکنش میکندو فرسودگی پیش از موعدطوری استخوان هایت را تبا...
ادامه مطلببه او بگوييد دوستش دارم!هنوز هم در لعنتى ترين حوالىِ خاطراتش، دوست داشتنش را به خود تلقين ميكنمچقدر تلخ ميشود حرف هاى دلم را، شما به گوشش برسانيددستم به دامانتان!بگوييد دوستش دارم و ندارَمَشسر ميكند و سر ميكنم؛ او با دلخوشى هايش، من با خاطره هايشبگوييد هنوز هم سر حرفم مانده اممنتظرش مى مانمآغوشم را جز به او، به كسى قرض نمي دهمبگوييد من دارم جان ميكنمبگوييد دوستش دارم و ندارَمَش ..طاها رحیمیان...
ادامه مطلبگاهی که دلم می گیرد لال میشوم و آرام چکه می کنم.. .. پ.ن. خواب نمیبَرَد مرا.. یار نمیخَرَد مرا.. مرگ نمی دَرَد مرا.. آه چه بی بها شدم!!...
ادامه مطلببرای مرد آذری ام: لمس آسمان و زمینت مبارک ... چه بی تابانه می خواهمت ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری! چه بی تابانه تو را طلب می کنم! بر پشت سمندی گویی نو زین که قرارش نیست.. و فاصله تجربه ای بیهوده است.. بوی پیراهنت این جا و اکنون.- کوه ها در فاصله سردند.. دست در کوچه و بستر حضور مـأنوس دست تو را می جوید و به راه اندیشیدن یأس را رَج می زند.. بی نجوای انگشتان ات فقط.- و جهان از هر سلامی خالی ست. احمد شاملو پ. ن: خدا برای همه ما نگهت داره سالم و شاد.. ...
ادامه مطلب