809.

خرید بک لینک

امکانات وب

کوچهای بنبست بودی
آنقدر به تو فکر کردم،
یکی از دیوارهایت ریخت
پای بیگانهها به تو باز شد
و پیادهروهایت از ترس
به سینهکش دیوارها پناه بردند

خیابانی شدی
که بر هر دیوارت تکیه کردم،
کسانی بر آن تیرباران شدند
و بر هر دیوارت تیرباران شدم،
کسانی بر آن تکیه کردند
و سرانجام پاسبانها فریاد کشیدند:
"
آسوده نخوابید!" خودم را نمیبخشم
بهخاطر دختریکه شبی در تو بوسیده شد
و هنگامی که تنها چمدانی برای بستن داشتی،
او هنوز دلی داشت

خودم را نمیبخشم
که دوستت داشتم امّا دری به رهایی نشانت دادم

کوچهای بنبست بودی
خیابانی بیانتها شدی
و بعد از آن در تمام شبهای آسودهنخوابیدن
هربار به تو فکر کردم،
دیواری
در خودم فروریخت..

لیلا کردبچه

پ.ن: تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید / دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید..

تمام من که تویی امتداد خواهد یافت...

ما را در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی